بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

مقدمه 21

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

* * * اى دل چو گنه تو كردهء خون مىشود * سيلاب چو راندهء بجيحون مىشو « 1 » * * * و لو رامها احد غيره * لزلزلت الارض ، زلزالها و قد كانت الخاصة مخصوصة * كوحى له او كوحى لها « 2 » * * * گر دستهء گل نيايد از ما * هم هيمهء ديك را بشاييم شرطين و بطين ز شرط و بطن است * در منزل و بيت اين دو شاييم چون نيك نگه كنيم در كل * خواهيم ز كل كه كل خوش آييم « 3 » * * * اى گردش ايام ترا هردو يكى است * جان بر سر امروز دهم دى باز آر زنهار كه زنهار امانت بود اى زنهارى * باز آور و باز آور و بازار و نهار « 4 » ديگر تصرفاتى است كه در عبارات منثور كرده و متأسفانه براى اين قسمت كه هم نوعا و هم عددا بسيار است علامتى قرار نداده و بدين‌جهت تفكيك آنها از قسمتهاى اصلى و از آنچه ناشى از بيسوادى و غلطنويسى كاتب بوده ( و آن نيز كم نيست ) دشوار و در بعض موارد ناممكن است ، و نگارنده در اثر ممارست بر مطالعه بتشخيص نوع اين تصرفات موفق گرديده و براى اطلاع و بصيرت كسانى كه ممكنست وقتى بمراجعه بدان نسخه محتاج شوند بعض آنها را ذيلا ياد و نمونهء از آنها در جدولى مخصوص ايراد مىكند : 1 - دو ضمير اشارى ( اين و آن ) را در بيشتر جمله‌ها به يكديگر بدل كرده است .

--> ( 1 ) صفحهء 2 از ورق 84 . ( 2 ) صفحهء اول از ورق 93 . ( 3 ) صفحهء 2 از ورق 93 . ( 4 ) صفحهء 2 از ورق 106 .